بذار وسط همه این دویدنا دو دیقه دو خط بنویسم برم
اینکه قبلا میشده هی اه و ناله بنویسم و غر برای اینکه وقتش بوده حال و شرایط و اداش بوده ادم که تو وسط بهبوهه ی زندگی باشه دیگه وقت نمیکنه حتی غر بزنه میفهمی چی میگم ؟
یهو میبینی ده سال گذشت و تو راحت شدی پاتو انداختی رو پات مثلا نشستی گوشه ی یه حیاطی پارکی کتابخونه ای جایی مثلا
الان پنج تا کار باز دارم که اصلا معلوم نیست کی به کیه چی به چیه
برم
برچسب:
نویسنده: آرتین توکلی
برچسب:
نویسنده: آرتین توکلی